وي كه دانش آموخته مهندسي پزشكي دانشگاه اميركبير است افزود، بيماري وسواس در گروه بيماري‌هاي خلقي و در زير گروه بيماري‌هاي اضطرابي قرار دارد كه ناشي از اختلالات ساختاري عملكردي مغز است.
به گفته قربان‌زاده با توجه به اينكه عوامل بسياري در بروز بيماري وسواس موثر هستند از اين رو راهكارهاي متفاوتي نيز براي درمان اين بيماري در نظر گرفته شده است كه به دو دسته كلي دارو درماني و رفتار درماني تقسيم مي‌شوند.
وي در مورد پژوهش‌هاي انجام شده در اين زمينه گفت مدل‌هاي بسيار محدودي براي اين بيماري موجود است كه شامل مدل "اونباي" و "كوبوتا" مي‌شوند.
قربان زاده با اشاره به اينكه اونباي از ديدگاه "ايستا" و كوبوتا از منظر "پويا" اين بيماري را مدل‌سازي كرده‌اند گفت در مدل ارائه شده وي هر دوي اين حالت‌ها در نظر گرفته شده است.
به گفته وي در اين پروژه ابتدا مدل از يك فرد سالم تهيه شد و سپس شبيه‌سازي اين بيماري روي مدل انجام و بيمار مبتلا به وسواس با مدل شخص سالم مقايسه شد. سپس روش‌هاي مختلف درمان دارويي يا درمان رفتاري - شناختي بر روي اين مدل بررسي شد.
بنا به اظهارات وي مي‌توان با استفاده از روش آزمون و خطا، نحوه درمان با داروهاي متفاوت را بر روي بدن بيمار بررسي و بهترين روش جهت درمان انتخاب كرد.
اين شبيه‌سازي همچنين قادر به پيش‌بيني تركيب درمانهاي مختلف است.
قربانزاده استفاده از اين مدل را براي آموزش بيماري و درمان آن و همچنين نشان دادن تصاوير پويا از فرمانهاي مغز را از ديگر كاربردهاي اين مدل عنوان كرد.
مجري اين طرح گفت مدل‌هاي محدودي كه در گذشته ارائه شده بود تنها به قسمت ايستاي وسواس توجه مي‌كرد، اين درحالي است كه گذشت زمان (ديناميك) مشخص مي‌كننده ابتلاي فرد به اين بيماري است.
به اعتقاد وي با استفاده از اين مدل، خروجي فرمانهاي مغز استخراج مي‌شود و علاوه بر نمايش دادن سير پيشرفت و يا بهبود بيماري، با روش‌هاي نوين بررسي سيستمها از جمله آشوب (‪ ،(chaos‬تحليل دقيق‌تر و علمي‌تري از بيماري صورت مي‌گيرد.

نقل از : پارسیفا