مروری کوتاه بر تکنولوژی دوربینهای دیجیتال حرفهای (dslr)
اول اینکه وضوح تصاویر شش یا هفت مگاپیکسلی گرفته شده با این دوربینها با محصول دوربینهای آنالوگی که از فیلم عکاسی استفاده میکردند قابل مقایسه نبود. و دوم اینکه تصاویر تهیه شده با دوربینهای دیجیتال یک اشکال عمده داشت که بههیچ وجه قابل بخشایش نبود. تصویری که در چشمی منظرهیاب دوربین (Viewfinder) مشاهده میشد با تصویر تهیه شده تفاوتهای جزئی در کادربندی داشت. این مهم برای آماتور جماعت موجی از شادی میآفرید و برای حرفهای جز بر تأسف نمیافزود. چاره کار دو چیز بود که اجرای دومی سهلتر از اول مینمود. البته برای اجرا دومی قدری از آرزوهای متولیان دنیای دیجیتال خدشهدار می شد. آرزوی بسیاری از توسعهدهندگان دنیای دیجیتال این است که عناصر مکانیکی از محصولات دیجیتال بهصورت کامل حذف شوند. اما دوربینهای دیجیتال اگر قصد ورود و تسخیر دل حرفهایها را داشتند لازم بود قدری از موضع خود عقبنشینی کنند. چاره کار پیدا شد و به سرعت عملی شد و نتیجه عالی از کار درآمد. در واقع دوربینهای حرفهای دیجیتال (Digital SLR) متولد شدند.
SLR مخفف شده Single Lens Reflex است و معنی آن چیزی در حول و حوش دوربینی با یک لنز بازتابشی میشود. اساس این دوربینها بر این اصل استوار است که آنچه در چشمی دوربین دیده می شود باید همانی باشد که بر روی فیلم عکاسی نقش می بندد. در دوربینهای دیجیتال از دو سیستم مستقل منظرهیاب (Viewfinder) و سیستم ثبت تصویر استفاده می شود که چنان که گفته شد تفاوتی مختصر در کادربندی دارند. در دوربینهای حرفهای آنالوگ (SLR) با ترفندی فیزیکی این مشکل را حل کردند، بدین صورت که نور ورودی پس از عبور از لنز با یک آینه تخت 45 درجه برخورد کرده و وارد یک محیط بازتابنده (منشور یا آینه ترکیبی) میشد و پس از چند شکست وارد چشمی منظرهیاب میشد. عکاس در این فاصله کار خود را تنظیم میکرد و در صورت تمایل دکمه ثبت تصویر را فشار میداد. این دکمه موجب چرخش آینه اول که در پشت لنز قرار داشت شده و نور از آن عبور میکرد. فیلم عکاسی دقیقا در پشت این اینه قرار گرفته بود و چرخش آینه 45 درجه موجب برخورد نور با سطح فیلم و ثبت تصویر میشد. حال در دوربینهای دیجیتال تمام اجزا را دیجیتال فرض کنید و لی سیستم بازتابشی اول و دوم را همانی ببینید که در دوربین های آنالوگ مورد استفاده قرار میگرفت. این چنین بود که دوربینهای حرفهای دیجیتال متولد شدند. البته چند نوع از این دوبینها ساخته شد که دو نوع آن در سیستم بازتابشی دوم تفاوتهایی با هم داشتند. در دوربینهای ارزانقیمت حرفهای صرفا از آینهها برای بازتابش نور استفاده شده در صورتی که در دوربینهای گرانقیمتت حرفهای در قسمت دوم از منشورهای پنج ضلعی برای بازتابش نور استفاده میشود.
در دوربینهای دیجیتال باید جای فیلم عکاسی را با حسگر دیجیتال (Sensor) تعویض کنید. حسگرهای دیجیتال خود شامل چهار دسته کلی با جزئیات متفاوت میشوند. وضوح تصویری بهعنوان ضعف اصلی حسگرهای دیجیتال در برابر فیلم عکاسی قلمداد میشد تا اینکه Nikon با معرفی مدل D2X پا را فراتر از تصور نهاد و وارد قلمرو کیفی دنیای آنالوگ شد. طبق تحقیقات انجام گرفته، حداکثر وضوح تصویری قابل ثبت با دوربینهای آنالوگ و فیلم عکاسی محدود به 12.1 مگاپیکسل بود و محصول Nikon D2Xبا 12.4 مگاپیکسل از این سد فراتر رفته بود. مشکل مختصر دیگر بحث کار با سیستمهای دیجیتال بود که بسیاری از قدمای دنیای عکاسی علاقهای برای فراگیری و استفاده از آن نداشتند. که این امر با مساعدت طیف جوانتر توسعه بیشتری یافت. هماکنون اغلب حرفهایها یا بهطور کامل از سیستمهای دیجیتال استفاده میکنند یا در کنار سیستم آنالوگ خود از یک دوربین حرفهای دیجیتال (DSLR) بهره میبرند. ناگفته نماند که شرکت Canon به فاصله یک فصل پس از مدل ساختارشکن Nikon D2X اقدام به معرفی دوربین جنجالی خود با 16.7 مگاپیکسل و عنوان طولانی Canon EOS-1Ds Mark II کرد. توان ارائه وضوح تصویری در دوربینهای آنالوگ هرچند به صورت اسمی بیش از 12 مگاپیکسل است، اما توان واقعی آنها در اغلب موارد در حوالی 10 مگاپیکسل سیر میکند. بر این اساس است که سازندگان دوربینهای حرفهای دیجیتال، مدلهای جدید خود را با متوسط 10.1 مگاپیکسل روانه بازار میکنند تا علاوه بر واقعی بودن توانایی آنها قدری از هزینههای بالای آن را کاهش دهند. این را هم گفته باشم که از حسگرهای نوع CMOS برای دنیای فراتر از آنالوگ استفاده شده است که در فرصتی دیگر درباره آن صحبت خواهیم کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 3:33 توسط حسین اسماعیل نتاج سرستی
|
خوشحال خواهم شد که از نظرات و راهنمایی مفید شما عزیزان در جهت بهبود و ارتقاء کیفی این وبلاگ استفاده نمایم .